آیا ملاحظه کرده اید علیرغم اینکه حیواناتی مانند شیر و ببر و حتی فیل به مراتب از گرگ ها قدرت مند تر هستند اما هیچ وقت نمی توانید یک گرگ در سیرک ببینید؟

جالب اینکه در زندگی روزمره انسان ها هم برخی مثل ها به همین مضمون می باشد، یعنی مثلا می گویند در جنگل زندگی و یا این جهان شبیه جنگل باید گرگ باشی نه شاید برای دریدن ولی حتما برای دریده نشدن.

حتی کفتارها هم به شیر زخمی حمله می کنند اما به گرگ زخمی حمله نمی کنند چون شیرها به دلیل غرور خود حاضر می شوند در پیری و یا ضعف در تنهایی سر کنند اما گرگ ها همیشه در گله زندگی می کنند و از همدیگر حمایت می کنند.

حتی در زندگی سیاسی انسان ها هم اینگونه است که اگر فردی جزو مجموعه یا به قول معروف باند سیاسی باشد به نوعی یک مصونیت سیاسی دارد چون هر کس بخواهد با او روبرو شود می داند یک مجموعه سیاسی پشت سر او است و اگر فردی جزو هیچ مجموعه ای نباشد، حتی اگر شیر هم باشد، باز مورد حمله کفتارها قرار می گیرد.

در روابط سیاسی فیما بین کشورها هم همین است.

اگر برخی تصور کنند که چون شیر قدرت مند هستند و در جهان کسی به آنها حمله نخواهد کرد سخت در اشتباه هستند چون زمانی که با کوچکترین ضعف مواجه شوند قطعا کفتارها به آنها حمله خواهند کرد.

برای باقی ماندن کشورها در عرصه سیاست بین الملل عرف سیاسی مبنی بر آن است که هر کشوری باید در به قول معروف مجموعه ای قرار داشته باشد و مانند گرگ از منافع خود حفاظت کند.

به عنوان مثال بگویم.

در بسیاری از موارد مشاهده می کنیم که ترکیه مواضعی به مراتب تند تر از بسیاری از کشورهای دیگر علیه اسراییل و یا حتی کشورهای اروپایی و یا حتی آمریکا می گیرد اما چون عضو پیمان ناتو است و با کشورهای غربی هم سو می باشد هیچ کس به آن حمله نمی کند ولی اگر همان مواضع را کشور دیگری بگیرد عالم و آدم به آن کشور حمله می کنند.

همین ماجرا در مورد تعداد زیادی از کشورهای دیگر نیز صدق می کند.

شاید ترکیه قدرت مند ترین کشور در میان این کشورها نباشد اما گرگی است که در گله به سر می برد و به دنبال محافظت از منافع خود است.

در روابط بین الملل معادلاتی است که بر اساس آن امنیت کشورها حفظ می شود.

مثلا زمان صدام حسین  قدرت نظامی عراق و کویت به هیچ وجه قابل مقایسه نبود و مشاهده کردیم چگونه عراق توانست ظرف مدت بسیار کوتاهی کل کویت را اشغال کند، اما چه شد؟ چه بر سر عراق آمد؟

بقیه اعضای گله به عراق حمله کردند.

البته شاید استفاده از عبارت گله برای کشورها خیلی جالب نباشد پس شاید بهتر باشد از کلمه کلوپ ویا مجموعه برای این عبارت استفاده کنیم.

ما نیز خواه نا خواه مجبور هستیم برای حفظ تعادل در روابط بین المللی خود به قول معروف گرگ باشیم و در یک کلوپ قرار بگیریم.

تنها دلیل پذیرش کشورها در مجموعه ها منافع مشترک این مجموعه ها می باشد حال این منافع می خواهد امنیتی باشد یا نظامی یا سیاسی یا اقتصادی یا قومی یا مذهبی یا …

فعلا ایران منافع مشترک زیادی با کشورهایی مانند چین و روسیه دارد و اگر بخواهیم در معادلات بین المللی توازنی را برقرار کنیم باید با این کشورها همراه شویم.

با توجه به اینکه منافع ما فعلا با منافع آمریکا و کشورهای اروپایی در تضاد است نباید تصور کنیم که آنها در معادلات بین الملل ما را در میان خود جای می دهند و هرگونه تلاشی برای ورود به کلوپ آنها تلاشی بیهوده است، در نهایت شاید بتوانیم روابط خود با آنها را به گونه ای تنظیم کنیم که دو طرف احترام متقابل را حفظ کنند.

البته مقام معظم رهبری هم حدود یک سال پیش اشاره ای به این ماجرا داشتند اما متاسفانه مشاهده می کنیم برخی دانسته و یا نادانسته به دنبال آن هستند که به هرگونه نزدیکی ایران با این کشورها صدمه بزنند.

به هر صورت نباید تصور کرد که دشمنان ایران از ورود ایران به کلوپ خوشحال خواهند بود چون قطعا در آن شرایط ایران قویتر می تواند در مقابل آنها بایستد، به همین دلیل هم آنها از عوامل خود و همچنین افرادی که به راحتی می توانند گول بزنند برای تخریب هرگونه نزدیکی میان ایران و چین یا روسیه استفاده می کنند.

آنها بخوبی می دانند زمانی می توانند به ما آسیب بزنند که خارج از مجموعه باشیم.

ما باید حواسمان جمع باشد.
تهیه شده توسط عماد آبشناس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *